قدرت احمد بن حافظ
46
بهج الحذاقت ( فارسى )
بدانكه اگر دواى مفرد كافى باشد احتياج تركيب نيست و الا محتاج تركيب باشيم خواه بنا بر اصلاح كيفيت دواى مفرد بسبب تيزى مزه مانند صبر يا بوى مثل خيارشنبر بنا بر تقويت قوت دواى مفرد خواه ضعيف كردن قوت آن و خواه برابر اينكه دواى مفرد سريع النفوذ باشد لهذا دواى ديگر به آن آميزند كه مانع نفوذ باشد و خواه بنا بر اينكه مفرد بطى النفوذ است و دواى سريع النفوذ آميزند و خواه براى اينكه مرض مركب باشد و دواى مفرد يافته نشود كه بمقابله هر فرد مرض نمايد و اگر يافته شود اضعف باشد يا اقوى يا كافى بود لكن يكى از افراد مرض اقوى باشد درين صورت آميختن دواى ديگر ضرورت است ف [ قانون تركيب دوا ] بدانكه قانون تركيب دوا چنانست كه مجموع اغراض را خواه مساوى باشند خواه كموبيش يكى مقرر كرده نسبت هريك از ان اغراض با يكديگر معلوم كنند كه از كسور نهگانه اى نصف و ثلث و ربع و خمس و سدس و سبع و ثمن و تسع و عشر و فروغ اينها كدام كدام نسبت در ميان آنها است و لجب آن نسبت اجزاى شربات مفردات بگيرند و مركب سازند و اگر خواهند كه درجه مركب و مقدار شربت آن مركب دريافت نمايند براى كسور اجزائى مجموع مخرج مشترك پيدا كنند و دوائى كه از ان مخرج واحد است آن را يك شربت بگيرند و دوائى كه از ان مخرج در باشد آن را دو شربت گيرند و قس على هذا پس هر شربت را دوائى علىحده فرض كرده درجات حرارت جدا و درجات برودت جدا جمع كنند پس اگر اجزاى حاره و بارده هر دو مساوى باشند مركب معتدل است و اگر كموبيش باشند اقل را از اكثر حذف نموده ما بقى را بر عدو شربات قسمت نمايند خارج قسمت درجه دواى مركب است و چون وزن دواى مركب را بر غدد شربات قسمت سازند شربت مركب حاصل آيد و مراد از ادويه اينجان آن ادويهاند كه براى عرض بالذات گرفته باشند نه آن ادويه نيز كه براى اصلاح ادويه مقصود يا ديگر حاجات كه سابق مذكور شده است اضافه كرده باشند مثال آنكه اغراض مساوى باشند مثلا يكى را تپ مركب از بلغم و سوداست و بلغم نصف مجموع و سودا هم نصف آن و مخرج مشترك اينها و پس دواى مخرج بلغم را يك شربت و مخرج سودا را نيز يك شربت